Tuesday, June 16, 2009

انتخابات ایران، خرداد ۱۳۸۸



انتخابات ایران

ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺮ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﻭﺭ ﺑﻮﺩﻡ و هستم ﻛﻪ ﺣﻖ ﮔﺮﻓﺘﻨﯽ ﺍﺳﺖ. ﻫﯿﭽﻜﺲ ﺣﺎﺿﺮ ﻧﯿﺴﺖ ﺣﻘﺖ ﺭﺍ ﺑﺪﻫﺪ ﺗﺎ ﺍﯾﻨﻜﻪ ﺗﻮ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺪﺳﺖ‬ ‫ﺁﻭﺭﺩﻥ ﺁﻥ ﻣﺒﺎﺭﺯﻩ ﻛﻨﯽ!


بار ﺩﯾﮕﺮ ملت ایران ثابت کرد ﻛﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﺩﻣﻮﻛﺮﺍﺳﯽ ﻭ ﺣﻘﻮﻕ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﻣﯿﮕﺬﺍﺭﻧﺪ ﻭ برای بدست آوردن ﺣﻘﻮﻗﺸﺎﻥ
.ﺣﺘﯽ از جان ﺧﻮﺩ ﻫﻢ میگذرد‬

ﺩﺭ ﻫﻤﻪ ﺩﻧﯿﺎ این یک اصل متمدن انسانی است که ﻣﺮﺩﻡ ﺍﻧﺘﺨﺎﺑﺎﺕ ﻣﯿﻜﻨﻨﺪ ﻓﺮﺩﯼ ﺭﺍ ﻛﻪ برایشان خدمت کند. این خدمتگذار میتواند هر نام و
...یا مقامی داشته باشد – رهبر، رئیس جمهور، سردار و


اما
:ﺁﻧﭽﻪ ﺩﺭ چند روز اخیر در ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺭﺥ ﺩﺍﺩ ﻭ ﺭﺍﯼ ﻣﺮﺩﻡ ﺭﺍ ﻧﺎﺩﯾﺪﻩ ﮔﺮﻓﺖ ﻣﺮﺍ ﺑﻪ ﺗﻌﺠﺐ ﻭﺍﻧﺪﺍﺷﺖ. ﺩﻻﯾﻞ ﺁﻥ ﻭﺍﺿﺢ ﺑﻮﺩ

ﭼﻬﺎﺭ ﺳﺎﻝ ﭘﯿﺶ، ‫ﺑﺮﺍﯼ ﻧﻬﻤﯿﻦ ﺑﺎﺭ، رئیس جمهوری انتخاب شد بنام آقای ﺍﺣﻤﺪﯼ ﻧﮋﺍﺩ و مردم متین ایران به او ﺍﻃﻤﯿﻨﺎﻥ کردند ﺗﺎ ﺑﻪ‬ ‫ﺧﻮﺍﺳﺘﻪ ﻫﺎﯼ حیاتی ﺧﻮﺩ ﺑﺮﺳﻨﺪ. اما ﺩﺭ ﻃﻮﻝ ﺍﯾﻦ ﭼﻬﺎﺭ ﺳﺎﻝ ﺍﯾﻦ ﻣﺮﺩﻡ مهربان ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﻪ ﺧﻮﺍﺳﺘﻪ ﻫﺎﯼ ﺧﻮﺩ ﻧرﺳﯿﺪﻧﺪ بلکه بﺯﻧﺪﺍﻥ ﺍﻓﺘﺎﺩﻧﺪ، شکنجه و اعدام شدند. ﺑﯿﻜﺎﺭﯼ ﻭ ﻓﻘﺮ ﺑﻪ ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻧﻬﺎﯾﺸﺎﻥ ‫ﺭﺳﯿﺪ ﻭ ﲢﻤﻞ ﻛﺮﺩﻧﺪ ﺗﺎ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﻧﻮﺑﺖ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﺸﻮﺩ. در چند روز گذشته ﺑﺮﺍﯼ ﺩﻫﻤﯿﻦ ﺑﺎﺭ ﻭ ﺩﺭ ﻃﻮﻝ ﺳﯽ ﺳﺎﻝ گذشته، بار دیگر ﺑﻪ‬ ‫ﻣﯿﺮﺣﺴﯿﻦ ﻣﻮﺳﻮﯼ و مهدی کروبی ﺍﻃﻤﯿﻨﺎﻥ ﻛﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺑﺴﻮﯼ ﺻﻨﺪﻭﻗﻬﺎﯼ ﺭﺍﯼ ﺭﻓﺘﻨﺪ ﺗﺎ ﺑﻪ نامزدهای انتخابی ﺧﻮﺩ ﻛﻪ ﻃﺮﻓﺪﺍﺭ ‫ﺁﺯﺍﺩﯼ و اسفقلال ﻫﺴﺘﻨﺪ ﺭﺍﯼ ﺑﺪﻫﻨﺪ.

مردم بعد از یکسال روی کار آمدن احمدی نژاد رای خود را داده بودند. اﮔﺮ ﺭﮊﯾﻢ ﻛﻨﻮﻧﯽ، ﺍﻧﺪﮎ ﺍﺣﺘﺮﺍﻣﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﻣﻠﺖ ﻭ ﺣﻘﻮﻕ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺁﻧﻬﺎ ﻗﺎﺋﻞ ﻣﯿﺸﺪ ﻭ ﺁﺭﺍﯼ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ بصورت ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺁﻥ ﻗﺒﻮﻝ ﻣﯿﻜﺮﺩ، ﺍﯾﻦ ﻣﻔﻬﻮﻡ ﺭﺍ ﺩﺍﺷﺖ ﻛﻪ ﺩﻭﻟﺖ ﺍﺣﻤﺪﯼ ﻧﮋﺍﺩ ﺩﺭﮎ ﺳﺎﺩﻩ ﺍﯼ ﺍﺯ ﺍﻧﺴﺎﻧﯿﺖ‬ دﺍﺷته، ﻛﻪ ﺩﺭ ﭼﻨﯿﻦ ﺣﺎﻟﺘﯽ، ﺩﯾﮕﺮ ﻧﯿﺎﺯﯼ ﺑﻪ ﺍﻧﺘﺨﺎﺑﺎﺕ ﻭ ﻣﻨﺎﻇﺮﻩ های ﺗﻠﻮﯾﺰﯾﻮﻧﯽ ﻧﺒﻮﺩه و ﺍﺣﻤﺪﯼ ﻧﮋﺍﺩ ﻣﯿﺒﺎﯾﺴﺖ‬ میماند. که برای ملت ایران اندکی شک وجود نداشت که اینطور نبوده

ﺍﯾﻦ ﺑﯿﻨﺶ ﻛﻪ ﺩﻭﻟﺖ ﺍﺣﻤﺪﯼ ﻧﮋﺍﺩ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺁﺭﺍﯼ ﻣﺮﺩﻡ ﻣﯿﺒﺎﯾﺴﺖ ﺳﺮ ﺗﻌﻈﯿﻢ ﻓﺮﻭ ﺁﻭﺭﺩ نه ﺗﻨﻬﺎ ﯾﮏ ﺧﻮﺵ‬ ‫ﺑﯿﻨﯽ ﺳﻄﺤﯽ ﺑﻠﻜﻪ ﺳﺎﺩﻩ ﺍﻧﮕﺎﺭﯼ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﻣلت ایران را وادار کرد تا ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺷﻌﺎﺭ "ﻣﻮﺳﻮﯼ ﺭﺍﯼ ﻣﺎ کجا رفت" ﺑﻪ ﺧﯿﺎﺑﺎﻧﻬﺎ بیایند ﺗﺎ حق ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﮕﯿﺮﻧﺪ.

اینروزها سخن گفتن و شعار دادن راجع به آزادی و دموکراسی راحت و ارزان است. حتی روبرت موگابه، فیدل کاسترو، هوگو چاوز و ... بسیاری از دیکتاتورهای دیگر از حکومت قاطبه مردم سخن میرانند. و هستند کسانی که آزاد اندیشی خود را فقط در اتاق خود نگاه میدارند و از پنجره کوچکشان به دنیا نگاه میکنند و مشغول انداختن رمل و اسطرلاب هستند تا چیزی بگویند. در حالیکه مردم همیشه فراتر از این نوع روشنفکران (!؟) رفته اند. و مردم ایران بار دیگر نشان دادند که برای دست یافتن به دموکراسی در جلوی صف قرار دارند و دیگران بدنبالشان. پیروزی ملت در این نکته ظریف است که آنها امروز میدانند چه میخواهند و دردناک است برای آنهایی که ادعای رهبریت داشتند و دارند، اما در آن انتهای جمعیت میلیونی جای میگیرند و مردم را دنبال میکنند. ﺩﺭ ﯾﮏ ﭼﻨﯿﻦ ﺷﺮﺍﯾﻄﯽ ﻭ ﺁﮔﺎﻫﯽ ﺑﻪ‬ نیازهای ﺟﺎمعه ایران، ﻣﯿﺮﺣﺴﯿﻦ ﻣﻮﺳﻮﯼ ﻭ ﻣﻬﺪﯼ ﻛﺮﻭﺑﯽ ﺑﻪ ﺻﺤﻨﻪ ﻣﯿﺎﯾﻨﺪ ﻭ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﻃﻤﯿﻨﺎﻥ ﻣﯿﺪﻫﻨﺪ ﻛﻪ‬ "ﺁﻧﻬﺎ ﺗﺴﻠﯿﻢ ﺍﯾﻦ ﺩﺭﻭﻏﻬﺎ و صحنه سازیهای دولت احمدی نژاد ﳕﯿﺸﻮﻧﺪ ﻭ ﺗﺎ ﺣﻖ ﻣﺮﺩﻡ ﺭﺍ ﻧﮕﯿﺮﻧﺪ ﺍﺯ ﺻﺤﻨﻪ ﺧﺎﺭﺝ ﳕﯿﺸﻮﻧﺪ".‬ این آقایان بخوبی مطلع هستند که ملت ایران دیگر همان مردمی که بسادگی بتوان آنها را گول زد، نیستند. این آقایان میدانند که صداقت خواست بشریت در قلبشان است که جانشان را برای خواسته هایشان میدهند و شانه های این ملت دیگر نردبانی نخواهد بود که از قدرت آنها سو استفاده شود تا بسیاری از خود قهرمان بسازند.
اما
ﺭﺋﯿﺲ ﺟﻤﻬﻮﺭ ﺁﯾﻨﺪﻩ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﺁﻧﭽﻪ بتوان ﺗﺼﻮﺭ کرد ﺩﺭ ﭘﯿﺶ ﺭﻭ ﺩﺍﺭﺩ. ﺁﻧﻬﺎ ﺑﺎ ﺗﻌﺪﺍﺩﯼ گوسفند ﺳﺮ ﻭ ﻛﺎﺭ‬ ندﺍﺭﻧﺪ. ﺍﯾﻦ ﻣﻠﺖ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺳﺎﺯ ﺑﻮﺩﻩ ﻭ ﺭﻫﺒﺮﺍﻥ ﺁﻧﻬﺎ ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺍﺯ ﺭﺍﯼ ﺁﻧﻬﺎ ﺳﻮ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ‬ کرﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﺑﻠﻜﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺗﻨﻬﺎ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺍﻧﺪ.‬ اﻣﺮﻭﺯ ﺍﯾﻦ ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﻪ ﮔﺮﺩﻩ ﺭﺋﯿﺲ ﺟﻤﻬﻮﺭ ﺁﺗﯽ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ ﺑﻠﻜﻪ ﺑﺮ ﺷﺎﻧﻪ ﺁﻧﻬﺎﯾﯽ ﺳﻨﮕﯿﻨﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ‬ ﻛﺮﺩ که مورد فحاشی آقای احمدی نژاد - در مناظره تلویزیونی – قرار گرفتند. کسانی که زمانی به نام ملت ایران، این مردم را نمایندگی میکردند و یا میکنند

:ﻣﻠﺖ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ ﺩﺭﺱهایی ﻫﻢ ﺑﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﺩﺍﺩ


ﺑﻪ ﺭﻫﺒﺮ روسیه، ﺍﻓﻐﺎﻧﺴﺘﺎﻥ، ﺁﺫﺭﺑﺎﯾﺠﺎﻥ، ﻋﺮﺍﻕ، ﺗﺮﻛﯿﻪ، ونزوئلا... ﻭ به ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺭﻭﺳﺎی زورگو فهماند که: کاسه داغتر از آش نشوند و تا تنور داغ نشده نان خود را نچسبانند، و مثل رهبر ترکیه از این آب گل آلود ماهی نگیرد که به احمدی نژاد تلفنی تبریک بگوید تا برای سرکوب کردن خلق کردستان چراغ سبزش را از دولت احمدی نژاد بگیرد

ﺩﺭﺱ دوم به ملل ﺩﯾﮕﺮﯼ است که رهبران آنها از صداقت ملتشان سو استفاده میکنند ﺗﺎ ﺑﻪ حکومت ﺩﯾﻜﺘﺎﺗﻮﺭﯼ ﺧﻮﺩ ﺍﺩﺍمه ﺑﺪﻫﻨﺪ.... ﻫﻨﻮﺯ ﺍﻧﺘﺨﺎﺑﺎﺕ ﺯﯾﻤﺒﺎﺑﻮﻩ ﺭﺍ ﺍﺯ ﯾﺎﺩ ﻧﺒﺮﺩﻩ ﺍﯾﻢ‫ که ﭼﮕﻮنه ﺭﻭﺑﺮﺕ ﻣﻮﮔﺎﺑﻪ خود را رئیس جمهور میشناسد.

درس سوم به تمامی دنیا است که نشان میدهد که عصر حمایت کردن از دیکتاتورها دیگر بسر رسیده. مردم آگاهتر از حکومتهایشان هستند

:و درسی که ما از تاریخمان گرفته ایم این است

.ما، مردم، قهرمان هستیم و قهرمان ساز و قهرمان پرور نخواهیم بود


ما پیروز هستیم و پیروز خواهیم ماند
نه به این دلیل که تاریخی چند هزارساله داریم
نه
بلکه به این دلیل که آگاه به تاریخ خودمان، و فراز و نشیبهای آن هستیم
و با اندیشه ای دقیق به حقوق انسانی در دفاع از آن، بیدار خواهیم بود

منوچهر آبرونتن ۲۴ خرداد ۱۳۸۸

No comments: