Monday, June 22, 2009

پی. دی. اف


ما پیروز هستیم و خواهیم ماند !


ما پیروزیم، برای اینکه دولت دروغگو، زورگو، خونخوار و آدمکش خامنه ای ـ احمدی نژاد از حضور زنده مردم ایران زخمی شده است و در حال حاضر فقط میتواند به آدمکشهای درونی خود متکی باشد. رژیمی که در حال حاضر حکومتش بروی موتورسیکل است.

ما پیروزیم برای اینکه در حال حاضر رژیم احمدی نژاد ـ خامنه ای اتکایشان به آدمکشها و مزدورانشان در کره شمالی،پاکستان، عراق، فلسطین و ... میباشد.

ما پیروزیم، برای اینکه دیکتاتورهای رژیم ایران اقدام به اخراج کردن خبرنگاران خارجی کردند و آژانسهای خبری را میبندند.

ما پیروزیم، برای اینکه دولت ضد بشری ایران درهای دنیا را بروی خود بسته است و نه بروی ملت ایران. چون صدای ملت ایران به گوش دنیا رسیده است.

رژیم خائن ایران گوشها و چشمهایش را بسته است اما صدای ما بگوش دنیا میرسد برای اینکه حرفمان حق است و کلام ما از قلبمان بر میاید. صدای ما به کوچکترین روستاهای این دنیا هم رسیده است و برای اینکه امروز هر ایرانی در هر نقطه ای از ایران زنده بودن خود را به اثبات برساند، خلق میکند راهی، اندیشه ای، و ابزاری را تا گوش جهانیان را به آوای زیبای پیروزی خود دعوت نمائیم.

امروز دیگر هیچ ایرانی تنها نیست. پنجره هایمان و درهای خانه مان را بروی مردم دنیا باز میکنیم و با آغوش باز از همگان ـ به هر زبان و آهنگ و وزنی ـ دعوت میکنیم تا با یکدیگر شکست رژیم ضد انسانی را ندا بدهیم.

ما نه تنها پیروزیم بلکه زنده ایم و زنده خواهیم ماند!


منوچهر آبرونتن

اول تیر ۱۳۸۸

۲۲ ژوئن ۲۰۰۹

Saturday, June 20, 2009

انتخابات ایران، ۲، خرداد ۱۳۸۸


چرا

چرا

چرا !!!؟


آقای خامنه ای شما چرا در بیانات یک ساعت و چهل و پنج دقیقه ای خود صحبتی از دموکراسی نکردید؟

ایا این لغت برای شما و رئیس جمهور محبوبتان غریب است؟

ایا مخالفتی با دموکراسی دارید؟

و یا اینکه میدانید دموکراسی چیست اما به نفع شما و آقای احمدی نژاد عزیزتان نیست؟

چرا تاریخ سی ساله ی انقلاب را فراموش کرده اید آقای خامنه ای؟

بسیاری از این جوانهایی ایرانی که امروز در خیابانها برای کرفتن حقشان راهپیمایی میکنند شاید سی سال پیش با چشمان خود ندیده بودند که مردم ایران چگونه شاه را از ایران بیرون کرده اند. اما پدر و مادرشان از قدرت مردم به آنها گفته اند. این جوانها امروز میدانند وقتی دولتی به آنها دروغ بگوید چه سرنوشت شومی در انتظارش خواهد بود. امروز نسل جوان این مرز و بوم نه تنها به تاریخ ایران بلکه به فتنه های ظریفی که پشت پرده برای آنها ساخته میشود آگاه هستند. این مردم خلاق هستند جناب خامنه ای!

چرا نام خداوند و کتاب آسمانی قران را میبرید و ۲۵ دقیقه از حرفهایتان را از پیامبر و ائمه اظهار میزنید و بعد از رئیس جمهورتان که مورد تائید اکثریت مردم ایران نیست دفاع میکنید؟ شما سنی ازتان گذشته و اگر فردا بمیرید، با این دروغ در مقابل خدای خود چه خواهید کرد؟ بسیجیها، جلیقه خاکستریها، باتوم دارهای سبز و سیاه، و پلیسهای سیاه پوش و ۰۰۰ را با خودتان میبرید که اگر نتوانستید سر خداوند را- آن خدایی که شما اعتقاد دارید- هم شیره بمالید به سربازان اسلامتان دستور خواهید داد که خداوند را هم شبانه بکشند؟ استغفرالله...

چرا مردم را تهدید میکنید؟ صرفاً برای اینکه بدنبال احقاق حقوقشان هستند؟ شما رهبر روحانی هستید و یا رهبر مشتی دروغگو و شعبان بی مخها که حتی دهان همان آقای رفسنجانی را هم بسته اید.

چرا گروگان گیری میکنید آقای خامنه ای و فرزندان آقای رفسنجانی را دستگیر میکنید اگر اعتقاد دارید که رئیس جمهور شما به حق ولیعهد شده است؟

چرا تاریخ را فراموش کرده اید آقای خامنه ای؟ مردم ایران برای گرفتن حقشان از دادن خون هراس ندارند. یادتان میاید آنروزهای با شکوه انقلاب را؟ فکر میکنید میتوانید سی میلیون خون بریزید؟ شما میدانید، بخوبی هم میدانید که با ریختن یک قطره خون، صدها ایرانی پایدار به خیابانها خواهند آمد تا از حقشان و کشورشان دفاع کنند.

چرا سعی دارید که دولت منفور احمدی نژاد- شعبان بی مخ را تائید کنید و همان تاریخ منفور آریامهری را تکرار کنید و برای چندمین بار در طول رهبری اسلامیتان (؟؟؟) مردم را به کشتن بدهید؟ اساس فکری شما خدایی است. شما و رئیس جمهور ولیعهدیتان که نیازی به پلیس و شعبان بی مخ ندارید. شما و دولت غیر مردمیتان نیازی به این ملت شریف و متین ندارید، برای همین طنین حرفهایتان بوی خون میداد. شما فراموش کرده اید که همین مردم زنده دل و متین ایران شما را از زندان شاه آزاد کردند؟

چرا فقط ۷ دقیقه از سخنرانی شما راجع به رای به حق مردم بود؟ آنهم نه اینکه سر تعظیم در مقابل آرای آنها فرود آورید بلکه بگوئید که اینها از سوی کشورهای غربی و اسرائیل تحریک شده اند.

چرا رای ولیعهدتان را گدایی میکنید آقای خامنه ای؟ اگر انتخاب احمدی نژاد بحق بود چرا آنرا بدنیا نشان نمیدهید؟

چرا روزنامه های خودتان را تعطیل میکنید؟ چرا مبارزین مسلمان و آزادی خواه را به زندان انداخته اید و آنها را شکنجه میکنید؟

چرا از روی جوانان ایرانی خجالت نمیکشید و بودن، تنها بودن آنها را، نادیده میگیرید؟ جوانانی که در طول چهار سال گذشته بهای بسیار سنگینی برای رشد فکری خود و آزادی بیان داده اند؟

جواب تمامی این چراها روشن است


برای اینکه شما و دولت ضد بشری احمدی نژاد از ریختن خون هراسی ندارید. حال میخواهد خونهای ریخته شده در داخل ایران باشد و یا در خاور میانه.

برای اینکه تلاش شما برای تائید و در آغوش کشیدن ولیعهدتان، احمدی نژاد، برای آن میلیاردها پولی است که در ایران گمشده است اما این پولها را در کمپهای آدمکشان لبنانی، سوریه ای و ۰۰۰۰ پیدا میتوان کرد. کمکی که صرفاً به یک مشت مزدور میشود تا برای آبادی کشور خودتان!

برای اینکه شما مقام خود را در خطر میبینید، مردم را تهدید میکنید.

برای اینکه شما اطمینان دارید دولت نورانی ضد بشری احمدی نژاد نفسهای آخرین را میکشد.

آقای خامنه ای از تاریخ درس بگیرید و سر تعظیم در مقابل ملت ایران فرود آورید. این ملت جوان در طول یک هفته درسهای بسیاری را آموخته اند. آنها میدانند چگونه با زورگویان و دیکتاتورها رفتار نمایند.

آقای خامنه ای بهتر است دست ولیعهدتان را بگیرید و از آن بالا به پائین بیایید و به خواندن قرآن تان بپردازید. اگر این کار را نکنید، همین مردم شریف، شما و دستیارتان، ولیعهد احمدی نژاد را به همان بهشت زهرا خواهند فرستاد تا قران خوان سر قبرها بشوید تا رهبری الهی.

شما سنی ازتان گذشته است آقای خامنه ای. بروید به گوشه ای بنشینید و دعا کنید تا خداوند حق، خدای ملت ایران، شما را ببخشد. شاید به این وسیله رستگار شوید. که متاسفانه من در آن شک دارم.

خداوند شما و ولیعهدتان را ببخشد. بشریت، شما و رئیس جمهورتان را نخواهد بخشید.


منوچهر آبرونتن

۳۰ خرداد ۱۳۸۸

Tuesday, June 16, 2009

انتخابات ایران، خرداد ۱۳۸۸



انتخابات ایران

ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺮ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﻭﺭ ﺑﻮﺩﻡ و هستم ﻛﻪ ﺣﻖ ﮔﺮﻓﺘﻨﯽ ﺍﺳﺖ. ﻫﯿﭽﻜﺲ ﺣﺎﺿﺮ ﻧﯿﺴﺖ ﺣﻘﺖ ﺭﺍ ﺑﺪﻫﺪ ﺗﺎ ﺍﯾﻨﻜﻪ ﺗﻮ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺪﺳﺖ‬ ‫ﺁﻭﺭﺩﻥ ﺁﻥ ﻣﺒﺎﺭﺯﻩ ﻛﻨﯽ!


بار ﺩﯾﮕﺮ ملت ایران ثابت کرد ﻛﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﺩﻣﻮﻛﺮﺍﺳﯽ ﻭ ﺣﻘﻮﻕ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﻣﯿﮕﺬﺍﺭﻧﺪ ﻭ برای بدست آوردن ﺣﻘﻮﻗﺸﺎﻥ
.ﺣﺘﯽ از جان ﺧﻮﺩ ﻫﻢ میگذرد‬

ﺩﺭ ﻫﻤﻪ ﺩﻧﯿﺎ این یک اصل متمدن انسانی است که ﻣﺮﺩﻡ ﺍﻧﺘﺨﺎﺑﺎﺕ ﻣﯿﻜﻨﻨﺪ ﻓﺮﺩﯼ ﺭﺍ ﻛﻪ برایشان خدمت کند. این خدمتگذار میتواند هر نام و
...یا مقامی داشته باشد – رهبر، رئیس جمهور، سردار و


اما
:ﺁﻧﭽﻪ ﺩﺭ چند روز اخیر در ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺭﺥ ﺩﺍﺩ ﻭ ﺭﺍﯼ ﻣﺮﺩﻡ ﺭﺍ ﻧﺎﺩﯾﺪﻩ ﮔﺮﻓﺖ ﻣﺮﺍ ﺑﻪ ﺗﻌﺠﺐ ﻭﺍﻧﺪﺍﺷﺖ. ﺩﻻﯾﻞ ﺁﻥ ﻭﺍﺿﺢ ﺑﻮﺩ

ﭼﻬﺎﺭ ﺳﺎﻝ ﭘﯿﺶ، ‫ﺑﺮﺍﯼ ﻧﻬﻤﯿﻦ ﺑﺎﺭ، رئیس جمهوری انتخاب شد بنام آقای ﺍﺣﻤﺪﯼ ﻧﮋﺍﺩ و مردم متین ایران به او ﺍﻃﻤﯿﻨﺎﻥ کردند ﺗﺎ ﺑﻪ‬ ‫ﺧﻮﺍﺳﺘﻪ ﻫﺎﯼ حیاتی ﺧﻮﺩ ﺑﺮﺳﻨﺪ. اما ﺩﺭ ﻃﻮﻝ ﺍﯾﻦ ﭼﻬﺎﺭ ﺳﺎﻝ ﺍﯾﻦ ﻣﺮﺩﻡ مهربان ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﻪ ﺧﻮﺍﺳﺘﻪ ﻫﺎﯼ ﺧﻮﺩ ﻧرﺳﯿﺪﻧﺪ بلکه بﺯﻧﺪﺍﻥ ﺍﻓﺘﺎﺩﻧﺪ، شکنجه و اعدام شدند. ﺑﯿﻜﺎﺭﯼ ﻭ ﻓﻘﺮ ﺑﻪ ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻧﻬﺎﯾﺸﺎﻥ ‫ﺭﺳﯿﺪ ﻭ ﲢﻤﻞ ﻛﺮﺩﻧﺪ ﺗﺎ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﻧﻮﺑﺖ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﺸﻮﺩ. در چند روز گذشته ﺑﺮﺍﯼ ﺩﻫﻤﯿﻦ ﺑﺎﺭ ﻭ ﺩﺭ ﻃﻮﻝ ﺳﯽ ﺳﺎﻝ گذشته، بار دیگر ﺑﻪ‬ ‫ﻣﯿﺮﺣﺴﯿﻦ ﻣﻮﺳﻮﯼ و مهدی کروبی ﺍﻃﻤﯿﻨﺎﻥ ﻛﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺑﺴﻮﯼ ﺻﻨﺪﻭﻗﻬﺎﯼ ﺭﺍﯼ ﺭﻓﺘﻨﺪ ﺗﺎ ﺑﻪ نامزدهای انتخابی ﺧﻮﺩ ﻛﻪ ﻃﺮﻓﺪﺍﺭ ‫ﺁﺯﺍﺩﯼ و اسفقلال ﻫﺴﺘﻨﺪ ﺭﺍﯼ ﺑﺪﻫﻨﺪ.

مردم بعد از یکسال روی کار آمدن احمدی نژاد رای خود را داده بودند. اﮔﺮ ﺭﮊﯾﻢ ﻛﻨﻮﻧﯽ، ﺍﻧﺪﮎ ﺍﺣﺘﺮﺍﻣﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﻣﻠﺖ ﻭ ﺣﻘﻮﻕ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺁﻧﻬﺎ ﻗﺎﺋﻞ ﻣﯿﺸﺪ ﻭ ﺁﺭﺍﯼ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ بصورت ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺁﻥ ﻗﺒﻮﻝ ﻣﯿﻜﺮﺩ، ﺍﯾﻦ ﻣﻔﻬﻮﻡ ﺭﺍ ﺩﺍﺷﺖ ﻛﻪ ﺩﻭﻟﺖ ﺍﺣﻤﺪﯼ ﻧﮋﺍﺩ ﺩﺭﮎ ﺳﺎﺩﻩ ﺍﯼ ﺍﺯ ﺍﻧﺴﺎﻧﯿﺖ‬ دﺍﺷته، ﻛﻪ ﺩﺭ ﭼﻨﯿﻦ ﺣﺎﻟﺘﯽ، ﺩﯾﮕﺮ ﻧﯿﺎﺯﯼ ﺑﻪ ﺍﻧﺘﺨﺎﺑﺎﺕ ﻭ ﻣﻨﺎﻇﺮﻩ های ﺗﻠﻮﯾﺰﯾﻮﻧﯽ ﻧﺒﻮﺩه و ﺍﺣﻤﺪﯼ ﻧﮋﺍﺩ ﻣﯿﺒﺎﯾﺴﺖ‬ میماند. که برای ملت ایران اندکی شک وجود نداشت که اینطور نبوده

ﺍﯾﻦ ﺑﯿﻨﺶ ﻛﻪ ﺩﻭﻟﺖ ﺍﺣﻤﺪﯼ ﻧﮋﺍﺩ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺁﺭﺍﯼ ﻣﺮﺩﻡ ﻣﯿﺒﺎﯾﺴﺖ ﺳﺮ ﺗﻌﻈﯿﻢ ﻓﺮﻭ ﺁﻭﺭﺩ نه ﺗﻨﻬﺎ ﯾﮏ ﺧﻮﺵ‬ ‫ﺑﯿﻨﯽ ﺳﻄﺤﯽ ﺑﻠﻜﻪ ﺳﺎﺩﻩ ﺍﻧﮕﺎﺭﯼ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﻣلت ایران را وادار کرد تا ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺷﻌﺎﺭ "ﻣﻮﺳﻮﯼ ﺭﺍﯼ ﻣﺎ کجا رفت" ﺑﻪ ﺧﯿﺎﺑﺎﻧﻬﺎ بیایند ﺗﺎ حق ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﮕﯿﺮﻧﺪ.

اینروزها سخن گفتن و شعار دادن راجع به آزادی و دموکراسی راحت و ارزان است. حتی روبرت موگابه، فیدل کاسترو، هوگو چاوز و ... بسیاری از دیکتاتورهای دیگر از حکومت قاطبه مردم سخن میرانند. و هستند کسانی که آزاد اندیشی خود را فقط در اتاق خود نگاه میدارند و از پنجره کوچکشان به دنیا نگاه میکنند و مشغول انداختن رمل و اسطرلاب هستند تا چیزی بگویند. در حالیکه مردم همیشه فراتر از این نوع روشنفکران (!؟) رفته اند. و مردم ایران بار دیگر نشان دادند که برای دست یافتن به دموکراسی در جلوی صف قرار دارند و دیگران بدنبالشان. پیروزی ملت در این نکته ظریف است که آنها امروز میدانند چه میخواهند و دردناک است برای آنهایی که ادعای رهبریت داشتند و دارند، اما در آن انتهای جمعیت میلیونی جای میگیرند و مردم را دنبال میکنند. ﺩﺭ ﯾﮏ ﭼﻨﯿﻦ ﺷﺮﺍﯾﻄﯽ ﻭ ﺁﮔﺎﻫﯽ ﺑﻪ‬ نیازهای ﺟﺎمعه ایران، ﻣﯿﺮﺣﺴﯿﻦ ﻣﻮﺳﻮﯼ ﻭ ﻣﻬﺪﯼ ﻛﺮﻭﺑﯽ ﺑﻪ ﺻﺤﻨﻪ ﻣﯿﺎﯾﻨﺪ ﻭ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﻃﻤﯿﻨﺎﻥ ﻣﯿﺪﻫﻨﺪ ﻛﻪ‬ "ﺁﻧﻬﺎ ﺗﺴﻠﯿﻢ ﺍﯾﻦ ﺩﺭﻭﻏﻬﺎ و صحنه سازیهای دولت احمدی نژاد ﳕﯿﺸﻮﻧﺪ ﻭ ﺗﺎ ﺣﻖ ﻣﺮﺩﻡ ﺭﺍ ﻧﮕﯿﺮﻧﺪ ﺍﺯ ﺻﺤﻨﻪ ﺧﺎﺭﺝ ﳕﯿﺸﻮﻧﺪ".‬ این آقایان بخوبی مطلع هستند که ملت ایران دیگر همان مردمی که بسادگی بتوان آنها را گول زد، نیستند. این آقایان میدانند که صداقت خواست بشریت در قلبشان است که جانشان را برای خواسته هایشان میدهند و شانه های این ملت دیگر نردبانی نخواهد بود که از قدرت آنها سو استفاده شود تا بسیاری از خود قهرمان بسازند.
اما
ﺭﺋﯿﺲ ﺟﻤﻬﻮﺭ ﺁﯾﻨﺪﻩ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﺁﻧﭽﻪ بتوان ﺗﺼﻮﺭ کرد ﺩﺭ ﭘﯿﺶ ﺭﻭ ﺩﺍﺭﺩ. ﺁﻧﻬﺎ ﺑﺎ ﺗﻌﺪﺍﺩﯼ گوسفند ﺳﺮ ﻭ ﻛﺎﺭ‬ ندﺍﺭﻧﺪ. ﺍﯾﻦ ﻣﻠﺖ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺳﺎﺯ ﺑﻮﺩﻩ ﻭ ﺭﻫﺒﺮﺍﻥ ﺁﻧﻬﺎ ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺍﺯ ﺭﺍﯼ ﺁﻧﻬﺎ ﺳﻮ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ‬ کرﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﺑﻠﻜﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺗﻨﻬﺎ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺍﻧﺪ.‬ اﻣﺮﻭﺯ ﺍﯾﻦ ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﻪ ﮔﺮﺩﻩ ﺭﺋﯿﺲ ﺟﻤﻬﻮﺭ ﺁﺗﯽ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ ﺑﻠﻜﻪ ﺑﺮ ﺷﺎﻧﻪ ﺁﻧﻬﺎﯾﯽ ﺳﻨﮕﯿﻨﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ‬ ﻛﺮﺩ که مورد فحاشی آقای احمدی نژاد - در مناظره تلویزیونی – قرار گرفتند. کسانی که زمانی به نام ملت ایران، این مردم را نمایندگی میکردند و یا میکنند

:ﻣﻠﺖ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ ﺩﺭﺱهایی ﻫﻢ ﺑﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﺩﺍﺩ


ﺑﻪ ﺭﻫﺒﺮ روسیه، ﺍﻓﻐﺎﻧﺴﺘﺎﻥ، ﺁﺫﺭﺑﺎﯾﺠﺎﻥ، ﻋﺮﺍﻕ، ﺗﺮﻛﯿﻪ، ونزوئلا... ﻭ به ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺭﻭﺳﺎی زورگو فهماند که: کاسه داغتر از آش نشوند و تا تنور داغ نشده نان خود را نچسبانند، و مثل رهبر ترکیه از این آب گل آلود ماهی نگیرد که به احمدی نژاد تلفنی تبریک بگوید تا برای سرکوب کردن خلق کردستان چراغ سبزش را از دولت احمدی نژاد بگیرد

ﺩﺭﺱ دوم به ملل ﺩﯾﮕﺮﯼ است که رهبران آنها از صداقت ملتشان سو استفاده میکنند ﺗﺎ ﺑﻪ حکومت ﺩﯾﻜﺘﺎﺗﻮﺭﯼ ﺧﻮﺩ ﺍﺩﺍمه ﺑﺪﻫﻨﺪ.... ﻫﻨﻮﺯ ﺍﻧﺘﺨﺎﺑﺎﺕ ﺯﯾﻤﺒﺎﺑﻮﻩ ﺭﺍ ﺍﺯ ﯾﺎﺩ ﻧﺒﺮﺩﻩ ﺍﯾﻢ‫ که ﭼﮕﻮنه ﺭﻭﺑﺮﺕ ﻣﻮﮔﺎﺑﻪ خود را رئیس جمهور میشناسد.

درس سوم به تمامی دنیا است که نشان میدهد که عصر حمایت کردن از دیکتاتورها دیگر بسر رسیده. مردم آگاهتر از حکومتهایشان هستند

:و درسی که ما از تاریخمان گرفته ایم این است

.ما، مردم، قهرمان هستیم و قهرمان ساز و قهرمان پرور نخواهیم بود


ما پیروز هستیم و پیروز خواهیم ماند
نه به این دلیل که تاریخی چند هزارساله داریم
نه
بلکه به این دلیل که آگاه به تاریخ خودمان، و فراز و نشیبهای آن هستیم
و با اندیشه ای دقیق به حقوق انسانی در دفاع از آن، بیدار خواهیم بود

منوچهر آبرونتن ۲۴ خرداد ۱۳۸۸